تبليغاتX
گفت و گوی

در محرّم ، اهل ري خود را دگرگون مي كنند          از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند                   
گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت         گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون مي كنند                

گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا                    جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند                         

وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك»           شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند

صبح برجسته تا ظهرمیریزند، اشک          ظهر تا شب نوحه میخوانند و شب ک.. میکنند

خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها       با دو صد لعنت زدست شمر ملعون مي كنند

بريزيد زنده ميگويند هر دم، صد مجيز         پس شماتت بريزيد مرده ی دون مي كنند

پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه          ناله از دست عبيدالله مدفون مي كنند

حق گواه است ار محمّد زنده گردد ورعلي       هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند

آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين،       شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند

حضرت عبّاس اگر آيد پی يك جرعه آب،       مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند

گر علي اصغر بيايد بر در دكّانشان               دردو پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند

ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان،        روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد           خانم ار پیدا نشد دعوت ز خاتون میکنند

گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد،              خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند

سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است      هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند

خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان،            بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟

تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند       وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند

ملك الشعراي بهار

+ نوشته شده توسط گفتگو در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 7:20 |
خیلی دلم واسه اصفهان تنگ شده.

واسه همین یاد این آهنگ از استاد تاج اصفهانی افتادم گفتم شما هم حال کنین...

به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
ببر از وفا کنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را
شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش
گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش
بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می
بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی
ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن
با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن
ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را
ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را


با صدای استاد جلال الدین تاج اصفهانی گوش کنید

+ نوشته شده توسط گفتگو در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 8:52 |
رمضان دیگری هم از عمر ما سپری شد.

عيد سعيد فطر بر تمام هموطنان عزيز مبارك باد.

یا حق.

+ نوشته شده توسط گفتگو در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 21:39 |
امروز داشتم توصیه های مهدوی کنی به موسوی رو می خوندم.

اما واقعا نفهمیدم که آقای آیت الله سوتی داده یا اینکه غیر مستقیم (البته غیر مستقیم واسه این کودتا چی ها وگر نه از مستقیم هم مستقیم تره) یه حالی داده به خ.ر.

جمله اش اینه: « پس از ارتحال حضرت علی علیه السلام ، امام حسن (ع) ولایت را در دست گرفتند اما ایشان با توجه به شرایط زمان ، با معاویه صلح کرد. بی شک صلح حضرت کمتر از قیام امام حسین (ع) نبود»

از این رو به موسوی توصیه کرده که الآن واسه حفظ منافع اسلام و نظام باید صلح کنه همونطور که امام حسن این کار رو در مقابل معاویه انجام داد.

حالا به نظر شما این رو به حساب گاف آقای کنی بگذاریم یا هوشش که موسوی رو در نقش امام حسن و خ.ر. رو در نقش معاویه ترسیم کرده؟؟؟؟


یا حق.
+ نوشته شده توسط گفتگو در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 18:41 |
ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این

که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .


دکتر شریعتی
                       
+ نوشته شده توسط گفتگو در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 10:12 |